بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
161
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و رفاده كرد جراحت را بچيزهاى كه منع آماس مىكند تر مىدارند و آنجا كه محل كوفتگى را در غير جراحت بيم آماس باشد هم رفاده آن محل بموانع آماس بايد آلائيد و بعضى مجبران رفاده بر حوالى جراحت نهند و تخته را بستند نه چنانچه مرهم بدانجا فرو شود و ريم و چرك از وى بيرون آيد و بالاى جراحت بندند چنانچه بجراحت نرسد و لته بر روى آن بپيچند تا مگس و هواى گرم و سرد بجراحت نرسد و بعضى در منع آماس و رفع خارش قيروطى فرمودهاند ماليدن ليكن آنجا كه جراحت باشد استعمال قيروطى و روغن نشايد كه بيم تعفن بود و در جمله احوال زخم و شكستگى را از سرماى مفرط و گرماى مفرط نگاه بايد داشت و از عطسه و سرفه و بلند كردن آواز پر حذر بودن و اگر تعفنى ناگاه در گوشت آن محل پديد آيد در اصلاح آن بايد مبادرت نمودن چنانچه در جراحات و غيره دانسته شد ليكن آنجا بااحتياطتر بايد و در طلا و ضماد ترياقات و مصلحات عظيم داخل بايد ساخت چون خواهند كه بندگاه دشبد صلب را نرم سازند گاهى كه تغير آن اراده كنند به راست داشتن عضو كوز تا بار شكستن و نو بستن نگيرد خرما و دبته از هر يكى جزوى روغن و وزن و انگبين و بعضى شيرهء آن نيم جز بهم سرشته نيمگرم ضماد مىكند ديگرى تخم بيد انجير پاك كرده و نيمكوفته با نيم وزن آن روغن گاو و چهار يك وزن او انگبين سرشته و بعضى سكبينج يا جاوشير يا جدوار يا جندبيدستر هم اضافه كنند و جلسهء در شير و طبيخ بيخ بسكال طلا قويم باشد و بعضى اين تراكيب را به سركه مقوى كنند و با شبق بهتر آيد و در اورام صلبه محللات بسيار مذكور گشته و اگر احتياج افتد از آنها نيز به كار دارند و چون اندر مفاصل از كشيدن بيقاعده افتاده باشد بضمادهاى قابض تدارك بايد كرد و اسهل و جوز سرو و زعفران و مردراسن و دارچينى و اقاقيا اندر طبيخ وج سرشته ضمادى آزموده است و گاه باشد كه در كسر و جبر المى بمعده يا جگر رسد و تدارك آنها بمقويات و مصلحات لازم بود از آنچه در علاج درد و ضعف معده و جگر بمحلش مبين خواهد شد و ضمادى كه در الم يافتن معده ازين احوال مجربست اينست سيب پخته و پاك كرده پنجاه درم گل سرخ ده درم اقاقيا مصطگى و برگ مورد از هر يكى پنج درم زعفران و جوز سرو از هر يكى يك درم همه كوفته و به آب لسان الحمل سرشته و ضمادى كه در الم يافتن جگر مجربست اينست صندل سرخ و بنفشه خشك از هر يكى پنج درم آرد جو سه درم زعفران يك درم كافور نيمگرم جمله كوفته و بگلاب و روغن گل سرشته ديگرى مغاث و گل ارمنى و برگ مورد جمله كوفته و بگلاب و روغن گل سرشته و بدانكه گاهى كه مريض را از كوفت و تعب كسر و جبر حرارتى و تپى پديد آمده باشد